بسم الله الرحمن الرحيم و صل الله محمد و آل الطاهرين
گانه چيست؟
قسمت اول:
دوستان ديدم شايد خيلي ها هنوز نميدانند گانه چيست.و من در اينجا الان براتون مينويسم .حتما تا آخر بخونيد.
انسان در بدو تولد با سيستمي به نام گانه پا به عرصه حيات مادي ميگذارد.آگاهي در انسان موجب پيدايش درك ميگردد درك انسان مولد گانه هاي او است و از آن موجب پيدايش و در دسترس قرار گرفتن يك كالبد و استفاده از آن مي باشد كه مختص به همان كالبد است.
گانه ها عوامل حركتي كالبد ها مي باشند و كالبد ها حدود و ترقي روحي انسان و تعيين گر جايگاه وي در جهان هاي بالا هستند
اشخاص به وسيله همان كالبد ها در جهان خاص خود وارد و در آن به ادامه ترقي خود مي پردازند.
انسان به گانه اول لايق جهان مادي و با گانه دوم و گانه سوم جهان سوم و با گانه چهارم جهان چهارم مي باشد.ولي ايم دليل قاطع بر اين كه چون شخصي چهارگانه است لايق جهان چهارم باشد نيست.
شايد با وجود چهارگانه بودن داراي نواقصي باشد كه بايد براي حل آنها مدتي در جهان سوم يا دوم يا اول كه جهان اول توقف داشته باشد
زماني كه روحي آماده ميشود به جهان مادي پا بگذارد هر چند گانه كه باشد يكي يا مقداري از گانه هاي او كسر مي گردد.
اگر شخصي چهارگانه ناقص باشد موقع ورود به جهان مادي به صورت فردي با 3 سهگانه كامل پا به عرصه حيات ميگذارد.و اگر 3 سه گانه كامل باشد موقع ورود به جهان اول 3 سه گانه ناقص يا 2 گانه كامل مي باشد.
اكثريت انسان ها روي كرده زمين يك گانه بوده و حتي قريب به اتفاق آنان هنوز گانه اولشان نيز ناقص مي باشد.و اينگونه افراد جر ماده چيز ديگري را درك نميكنند.حتي اگر در علوم خاصي هم اطلاعات پيشترفته اي داشته باشند.سطوح روحي انسان بستگي به علم مادي وي ندارد بلكه رابطه مستقيم با درك او دارد به اينگونه افراد يك گانه ناقص يا يك گانه كه 40 درصد يا 50 % درصد يا 92% درصد از گانه اولشان تكميل شده ميگويند(يك گانه 30/100 يا يك گانه 70/100 يا يك گانه 90/100 يا يك گانه كامل 100/100)
وقتي شخصي گانه اول خود را 100% تكميل نمود بر اثر درك خاصي كه به آن انرژي پرشي به گانه دوم نيز گفته ميشود به گانه دوم خود پرش مي نمايد اين بدين مفهوم است كه گانه اول صد در صد 100% تكميل و چند درصدي از گانه دوم را پر نموده كه به اين اشخاص دو گانه گفته ميشود.
همين شرايط تا گانه سوم و از گانه سوم به گانه چهارم و الي آخر ادامه دارد.كمتر اشخاصي هستند در روي زمين كه بتوانند گانه سومشان را تكميل و وارد چهارمين گانه خود شوند و چند درصدي نيز از اين افراد قادرند حتي آن را كامل نمايند يعني نادر افرادي در هر جامعه ميتوان پيدا كرد كه چهارمين گانه آنها صد در صد تكميل شده باشد.
اين افراد قابليت رهبري(در علوم روحي و ساير موارد)را دارند و ميتوانند در هر شرايطي به نحو مطلوب عمل نمايند.
البته در جهان مادي((كره زمين))تا چهار گانه نياز ميباشد و گانه هاي بعدي در جهان هاي بعد تكميل مي گردد.
ناگفته نماند انسان هايي كه در ساير كرات آسماني زندگي ميكنند نسبت به محدوده زندگاني خود كه از تمدن پيشترفته ميليون ها سال بهره جسته اند تا حدود گانه هفتم و هستم نيز دارا هستند.ولي همين اشخاص اگر در كره زمين متولد بشوند باز داراي همان گانه 2 و 3 و حداكثر 4 چهار را خواهند داشت و اين سيستم پيشترفته گانه آنها به علت تكامل در علوم مادي به دست آمده و اينان به خوبي همه چيز را ياد ميگيرند و درك ميكنند و داراي سطح هوشي بالاتر از 200 الي تا حد 900 الي 1000 نيز ميباشد ولي تنها اشكالي كه اينان دارند بعد چهارم روحي براي اينان قابل درك نبوده و ترقي آنها فقط در علوم مادي صورت گرفته است.
البته سطوح گانه هاي اشخاص كه در بدو تولد با خود همراه دارند مربوط به ترقي روحي مي باشدكه قبلا به آن رسيده اند و اين اشخاص همه گانه هايشان را نميتوانند در اين زندگي تكميل نمايند.
البته ترقي بستگي تمام به حركت شخص دارد ولي چون انسان ها اكثرا" از علوم روحي و اينكه چه چيزي باعث ترقي روحي آنان ميگردد بي بهره هستند.و عواملي كه باعث رشد و ترقي گانه افراد مي شود بيشتر از علومي سرچشمه ميگيرد كه تا كنون در بعد مادي وارد نگرديده و عموم و حتي خصوص نيز از آن بي بهره مي باشند و همه با روندي كه تا كنون پيشينيان طي نموده اند در اين راه قدم ميگذارند و به دلائلي كه پوشيده است تا كنون علوم خاصي در اين رابطه به جهان مادي انتقال نيافته يعني ميتوان گفت زمان درم آن نبوده است كه انسان ها بتوانند با نيروي آن را داشته باشند كه اين علوم را به جهان مادي انتقال دهند.ولي كم كم زمان انتقال اين علوم به جهان مادي به امر خداوند ررسيده است و تكامل نهايي آن در اثر كوشش ها وزحماتي كه افراد بايد متقبل گردند و در زير سايه قانون امكان پذير خواهد بود
ناگفته نماند كه گانه ها دائم نسبت به محيط و شرايط يك فرد در حال تغير ميباشند.
موضوع : گانه چيست؟(توضيح کاملی از گانه ها)
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت دوم :گانه) دوستا قسمت اول رو حتما بخونید(
گاهي اوقات بر اثر تفكر غلط و حركت منفي و همنشيني با افرادي كه داراي گانه پايين
تري هستند باعث تنزل گانه ها ميگردد و گاهي نيز شخص تا مدتي توانايي و قابليت با
فردي يك گانه صحبت مي نمايد و سعي ميكند درك خود را به او انتقال دهد چون حدود
افكارش را با آگاهي او تطبيق مي نمايد يعني از گانه اول خود استفاده ميكند باعث به
وجود آمدن احساس سنگين و خستگي در فرد مورد بحث ميكند ولي همان شخص يك
گانه از احساس صحبت با فردي داراي گانه بالاتر احساس رضايت و خوشي مي نمايد.
اين دو نفر در سطح ارتعاشات روحي خود را با همديگر هماهنگ نموده تا مفاهيم هم را بتوانند درك كنند.
در برخورد هايي كه يك بيننده با شخصي مي نمايد به وسيله ديدن گانه هاي فرد ميتواند
به سطوح فكري و سطح ارتعاش روحي وي پي ببرد.درجه گانه ها به صورت هاله اي
از نور در بالاي سر اشخاص ديده ميشود كه يك بيننده با مشاهده آنان به ميزان درجه گانه ها پي ميبرد.
ولي براي بعضي از بيننده ها اين سطوح گانه ها به صورت عددي ميايد كه به صورت
الهامي يا نماد عددي طاهر ميشود.
لازم به تذكر است كه بيننده لزومي ندارد كه حتما شخصي را ببيند تا به گانه هاي او
پي ببرد و از راه دور هم به همان اندازه ميتواند براي وي گويا باشد.
البته كساني كه از هيپنوتيزم استفاده ميكنند از سوژه يا مديوم هم براي ديدن اين
موارد ميتوانند استفاده بنمايند و فرق هيپنوتيزم و مديومي وبا بينندگي به نسيت استفاده
از سيستم هاي انرژي دروني انسان مربوط ميگردد در هيپنونيزم از 2/3 انرژي
مستطيل لول(معمولا در كتاب ها به آن چاكراي اول يا نيروگاه اول نيز گفته ميشود)
مي توات استفاده كرد و در حالات مديومي از باقي مانده 1/3 مستطيل اول و مستطيل
انرژي دوم و سوم استفاده ميشود.
ولي در بينندگي استفاده از انرژي دروني انسان از مستطيل چهارم شروع و به هفتم
ختم ميگردد.بينندگي نوع عالي ار سيستم است كه در آينده تزديك همه از آن استفاده
خواهند نمود البته در بحث بينندگي در اين مورد مطالبي جهت استفاده آمده است.
كالبد اول كه به وسيله گانه اول در دسترس ما قرار ميگيرد در سمت راست و در جلو
و كالبد دوم مربوط به گانه دوم در پشت سر او و مشابه به كالب اول و كالبد سوم
مربوط به گانه سوم در سمت چپ در جلو و كالبد چهارم مربوط به گانه عقلي در پشت
سر كالبد سوم به صورت چرخشي ديده ميشود.اليته سوم مشابهتي با كالبد دوم دارد
ولي اصلا به كالبد اول شبيه نيست و كالبد چهارم به صورت چرخي از انرژي عقلي
مشاهده ميگردد و براي آن تصوير نميتوان مجسم كرد.
كساني كه داراي گانه اول هستند فقط در ماده عمل ميتمايند و افرادي كه به گانه دوم
وارد ميشوند بعضي از تظاهرات علوم ماوراي ماده در او به وقوع ميپيوندد كه در
اختيار وي نبوده و قادر به كنترل آن نميباشد و اين تظاهرات ماوراي ماده نسيت به
قدرت روحي او صورت ميگردد(مانند خروج با كالبد هاي روحي تله پاتي-روشن
بيني-آينده نگري و فهم بعضي از موارد)
ولي شخصي كه به گانه سوم پا ميكذارد كم كم به تظاهرات ماوراي مادي بيشتري
دسترسي پيدا ميكند كه شامل موارد گوناگوني ميشود ولي با اين حال اينگونه افراد هم
آگاهانه به طور كامل قادر به كنترل و در اختيار گرفتن موارد مذمود نمي باشند و چند
درصدي براي اينان قابل كنترل است و حالا كي و چگونه انجام ميگيرد معلوم نيست و
از حدود اختيارات وي خارج است و توسط ناخودآگاهي او تنظيم و كنترل
ميگردد.شخصي كه وارد چهارمين گانه خود بشود ميتواند عوامل انرژي و عملكرد
روحي خود را كم كم با تكميل گانه چهارم در اختيار خود بگيرد و نسبتا" با قدرت
روحي خود در زمان هايي كه ميخواهد از آن انرژي استفاده به عمل بياورد.ولي با
اين حال افرادي با گانه هاي بالا مانند 2 و 3 و حتي چهار نيز ديده ميشود كه با وجود
چهارگانه بودن در حد يك فرد يك گانه عمل مينمايند و اين يك نقص است.در آفرينش هميشه استثناهايي وجود داردوبعضي اشخاص كه به صورت نادر مي
توانند مجود داشته باشند كه داراي گانه چهارم به بالاتر تا هشتم و حتي بالاتر
هستند.به اينگونه افراد ناشناخته گفته ميشود.ناشناخته ها چه خود آگاه و چه ناخودآگاه از مجود گانه ها اطلاع داشته باشند يا نداشته باشند قرقي نميكند.حدود اختبارات اينها بستگي تام به ميزان حركت روحي و قدرت روحي و ذات و جوهر روحي اينان دارد.وجود گانه هفتم و هستم در سيارات در سطوح عالي به صورت گسترده وجود دارد.اين اشخاص انسان هاي ماوراي روحي بوده و واقعا در نوع خود بي نظير مي باشند.به اين گونه افراد ناشناخته گفته
ميشود.يعني اگر تمامي انسان هاي روي زمين و حتي كرات آسماني كه مملو از
موجودات هوشمند هستند و تمامي موجودات هوشمند جهان اعلم از جن و پري و
ساير موجودات كه براي ما ناشناخته هستند جمع بشوند قادر نيستند به ناشناخته ها وارد گردند البته به ناشناخته هايي كه از طرف قانون بوده و داراي انرژي قانون هستند ميتون ناشناختني هم گفت .اما تعدادي از افراد در روي زمين نيز مجود دارد
كه به اينها نيز ناشناخته گفته ميشود.
ناشناخته بودن آنها نسبي و به نسبت هم مي باشد كساني كه به مراتب عالي انرژي دست يافته اند ناشناخته هستند و افرادي كه پايين تر از آنها بوده و از انرژي كمتري بهره جسته اند قادر به شناخت آنها نيستند معمولا" به اينگونه افراد نيز ناشناخته گفته ميشود و اينان فقط توسط افراد ناشناخته بالاتر از خود به شاخه شناخته تبديل ميگردند نه افراد با پايين تر از خود. افراد ناشناختني براي ماموربت هايي كه از طرف قانون پا يه جهان مادي ميگذارند اينان شايد به ظاخر امر چيزي نباشند و در بين مردم از نظر ظاهر فرقي با همديگر ندارند ولي وقتي مراحل حركت به مرحله هاي سخت مي رسد اينان جوهر هاي خود را به بيرون مي دهند.
انسان هاي ناشناختني حدود عملياتشان از حدود عمليات اينگونه افراد بالاتر ميباشد يعني اينان قادرند علومي را كه تا كنون كسي نتوانسته به جهان مادي انتقال دهد به
ماده انتقال دهند.كه اين خود مشيئت الهي است و اين علوم از دانش هاي معلق است و وقتي كه
زمانشان فرا رسيد به امر خداوند به جهان مادي انتقال مي يابد.هر وقت كه خداوند انسان را در مقام پذيرش اين علوم ببيند از رحمت خوبيش عنايت مي فرمايد.
نوشته:محمد
طی الارض از ديدگاه علم روح شناسي
موضوع : طي الارض از ديدگاه علم روح شناسي
طي الارض يا انتقال با جسد فيزيكي.حالتي هست كه بعضي ها ميتونن با جسم مادي خود به جاهاي دور برن و حتي از ديوارها و سقف ها و صندوق هاي بسته عبور كنند و يا جابجايي و انتقال يك شي رو از مكاني به مكان ديگه در آن واحد .طبق اين تعريف طي الارض رو نميتوان همون( برون فكني روح)(جدايي و خلع روح از بدن)دانست.حالا اينكه بعضي ها چنين توهمي كردند كه برون فكني همون طي الارض هست.ولي اين دو تا با هم تفاوت دارن چون در برون فكني روح حركت و جابجايي روح با جسد مثالي (بدن روحي)است.ولي در طي الارض انتقال و جابجايي جسم مادي و فيزيكي هست.به عبارت ديگه در برون فكني سفر روحي است ولي در طي الارض جسماني هست.
حالا اينكه بعضي ها ميگن طي الارض همون برون فكني روحه اينه كه اونا معتقدند انتقال انسان از يه مكان بعيد در يك لحظه با بدن عنصري مادي ممكن نيست.چون با بدن مثالي برزخي(بدن روحي يا اثيري)امكان پذيره.
همين طور كه محققان علم روح شناسي گفتن اين مساله توجيه مادي و طاهري نداره و نميتوان آن را با امور مادي تجزيه و تحليل كرد بلكه بايد اينو جزو خرق عادت دانست.يعني اموري كه وقوع آنها از نظر عقلي ممتنع و محال نيست.ولي غير عادي است. و از همه كس سر نميزنه.
علماي روحي عامل به وجود آورنده ي اين حالت.يعني انتقال با جسد فيزيكي رو وجود نيروهاي مغناطيسي و كهربايي در اعضاي انسان ميدانند.( اين از نظر علم روح شناسي)
-----------------------------------------------------------
(و لازم است اينو بدونيد كه مساله ي طي الارض ريشه ي قرآني داره)كه جريانش مفصله.
طي الارض يك موهبت و كرامت خداست و عنايت الهي است .كه اينو بدونيد كه به هر كسي نميدن.بلكه اختصاص به نفوس قدسيه الهيه و بندگان پاك و خالص الهي دارد.
از اين رو كسايي كه به درجات كمال معنوي دست يافته اند و لياقت و ظرفيت اونو پيدا ميكنند.
آنان كساني هستند كه با جوهر عبادت و بندگي به مقام قرب و ولايت الهي نايل آمدند و محبت و محبوب او شدن.و خداوند هم اونا رو صاحب ولايت تكويني و كرامات معنوي نموده كه از آن جمله .رسيدن به مقام طي الارض هست.كسايي كه صاحب اين مقام و كرامت شدن بسارند و نمونه هاي آن فراوان يافت ميشه.كه بهترين دليل بر امكان وقوع طي الارض ميباشد.
يا حق